پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات، خرج تحصیل خود را بدست میآورد، یک روز به شدت تنگدست شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میآورد، تصمیم گرفت از خانه بعدی تقاضای غذا کند. با این …
بیشتر بخوانید »خداوند را راهنمای خود قرار دهید
”الیزلبت دال“– رییس اسبق صلیب سرخ- در یکی از مصاحبههای خود اظهار داشت: برای من اتکا به یک نیروی فراانسانی خیلی ارزشمند است. اگر بخواهم کار دشواری انجام دهم و تصمیمیجدی بگیرم فقط به تواناییهای شخصی خودم اتکا نمیکنم بلکه تمام امور را به خدا واگذار میکنم. درست ۲۴ سال …
بیشتر بخوانید »درست سخن گفتن
روزي خانمی سخني گفت كه بهترين دوستش را رنجاند، او بلافاصله از گفته خود پشيمان شد و به دنبال راه چاره اي گشت تا بتواند دل دوستش را به دست آورد و كدورت به وجود آمده را برطرف كند. ، نزد پيرزن خردمند شهر رفت و پس از شرح ماجرا، …
بیشتر بخوانید »بعد از شكست بلند شويم
يك زرافه از ارتفاع بدنيا مي آيد!! يك نوزاد زرافه به محض وارد شدن به اين دنياي خاكي از ارتفاع ۳ متري به زمين مي افتد. (ارتفاع شكم مادر تا زمين) و به طور معمول با پشت خود فرود مي آيد. ولي پس از چند ثانيه برمي گردد و پاهاي …
بیشتر بخوانید »ديدن ناديدهها: داستان بن آندروود
اين داستان در مورد يك پسر خردسال است كه به علت ابتلاء به سرطان در سن سه سالگي بينايي خود را از دست داد. اين پسر” بن آندروود “ نام داشت. همه ما مي دانيم كه از دست دادن بينايي سبب مختل شدن بسياري از آرزوها، اهداف و فعاليتها ميشود. …
بیشتر بخوانید »رابطه موفقیت با دوست داشتن
كرم شبتاب نگاهي به پروانهای كه روي يك گل در نزديكياش نشسته بود انداخت و با حيرت گفت: “آه، تو چهقدر زيبایی!” بعد لحظهای سكوت كرد و پرسيد: “ميشود تو را دوست داشته باشم؟” پروانه يكه خورد و از كرم شبتاب پرسيد: “دوست داشتن من براي تو چه فايدهای دارد؟” …
بیشتر بخوانید »داستان رقابت با خود
مارتین در یک مغازه موکت بری مشغول به کار بود. مشکل او این بود که دائم سعی میکرد در کار خود سریعتر و بهتر از دیگران باشد، اما هرگز موفق به این کار نشده بود. بعد از مدتی، مارتین تصمیم گرفت که فقط با خودش به رقابت بپردازد. به همین …
بیشتر بخوانید »داستان زندگي نوشيدن قهوه است
گروهي از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري و اجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس هاي ناشي از كار و …
بیشتر بخوانید »داستان سنگی که کم شد
یکی از بزرگترین بناهای تاریخی شهر کیوتو ، یک باغ ”ذن” است . محوطه ای که از پانزده سنگ تشکیل شده است . باغ اصلی ، شانزده سنگ داشت . نقل است همین که باغبان و طراح باغ، کارش را تمام کرد ، از امپراتور خواست که از باغ دیدن …
بیشتر بخوانید »داستان شانس خود را امتحان کنید!
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز گفت: برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین …
بیشتر بخوانید »
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی