اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقهها، سرگرمیها، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت باشند.
برای مثال ازدواج یک دختر ۱۶ ساله با پسری ۳۰ ساله را در نظر بگیرید. در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانها و علاقهمند به شیطنتهای سن نوجوانی، کوهنوردی و جست و خیز و مهمانی و غیره است، آقا، کار و تفکر و مطالعه، فیلم و موسیقی و گوشه ساکتی برای استراحت را بیشتر میپسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط و دیدگاه دختر نوجوان توام با فعالیتهای نو و بدیع است.
نکته مهم دیگر این است که علاوه بر سن شناسنامهای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهری نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است ۳ سال از پسری بزرگتر ، اما با نشاط و انرژی باشد و علاقهمندیها و تمایلات مشترکی با پسر داشته باشد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازم است که به ظاهر، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.
نحوه تفکر پسر و دختر، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج (بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیاندیشداین آمادگی را دارد که بعدها با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مساله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما پسری که درگیر این گونه مسائل نیست از کنار این مساله به سادگی میگذرد.

فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی