یکی از دوستانم قدرت اعجاب آوری در موسیقی دارد. او می تواند با یک بار شنیدن یک آهنگ، آن را بنوازد.
خانم دیگری را می شناسم که یک باغبان فوق العاده است. او توانسته از یک زمین بایر و بی آب و علف، بهشتی بسازد که موجب تعجب همه گشتهاست.
همه ما آدم ها یک توانایی و استعداد طبیعی داریم. اما بسیاری از ما یک اشتباه مشابه را مرتکب می شویم و آن این که استعداد خود را خیلی ساده میپنداریم، ارزش آن را پایین می آوریم و فکر میکنیم بقیه هم می توانند کاری را که ما انجام میدهیم به همان شکل انجام دهند. و این کاملاً اشتباه است!
و از آنجا که پایین آوردن ارزش استعداد ذاتیمان خیلی ساده است، به طور معمول این اتفاق در ابتدای زندگی، برایمان می افتد. به یک کودک هنری گفته می شود که نقاشی را کنار بگذارد و درس جدید تری را دنبال کند. یا به یک کودک علاقه مند به کتاب که می تواند در آینده نویسنده خوبی شود گفته می شود که سر از کتاب بیرون بکشد و برود با بقیه بچه ها فوتبال بازی کند.
با اینکه یاد گرفتن مهارت های جدید برای رشد شخصیت ماخیلی خوب است اما روی گرداندن از استعداد ذاتیمان برای رسیدن به تعادل، عاقلانه ترین و بهترین کار نیست.
تصور کنید اگر بتهوون یا آلبرت انیشتین استعداد ذاتی خود را نادیده می گرفتند تا با بقیه بچه ها سرگرم بازی شوند، آنوقت چه می شد؟
اما این افراد نامی، وقت خود را صرف رشد دادن به استعداد ذاتی خود کردند. و درنتیجه تلاشهایشان آنها را به سوی موفقیت رهنمون کرد.
در طول تاریح موفق ترین کارفرامایان، هنرمندان، نویسندگان، مخترعین، دانشمندان، ورزشکاران، و … آنهایی بوده اند که استعداد طبیعی خود را دنبال کردند.
اما استعداد ذاتی خود را چگونه کشف کنیم؟
اول این که ببینیم چه کاری به نظرمان ساده و طبیعی می آید. این می تواند نشانه یک استعداد خاص یا توانایی رشد آن باشد.
همچین ببینیم که برای گذران وقت، خودمان را به چه کاری مشغول می کنیم.
و آخر اینکه، فعالیت هایی را که فقط برای احساس رضایت و خوشنودی خود انجام می دهیم پیدا کنیم.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی