*وقتي آگاهي و تجربههاي زن و شوهر کم باشد:
همسران، ناآگاهانه و ندانسته، رفتارهاي منفي و مخرب را بين خود حاکم میکنند و در عمل بين خود و همسرشان فاصله مياندازند و موجب دلسردي و خراب کردن رابطه بين خود ميشوند.
در برخورد با مسائل، بهسرعت عصباني و خشمگين ميشوند. پيوسته با هم لجاجت و مشاجره ميکنند. همواره در اضطراب، تشويش و عصبانيت بهسرميبرند. با کوچکترين عمل برخلاف ميلشان، خشمگين میشوند ، دشنام ميدهند و اشياء را پرت میکنند و ميشکنند.
همسر و خود را از مهماني و ايجاد تفريح محروم ميکنند. گريه سرميدهند. احساس آزردگي میکنند و با تنبلي و فراموشکاري، نسبت به خود و همسر، لجبازي ميکنند. وظايف و مسؤوليتهاي خود را بهدرستي انجام نميدهند. فراموشکار ميشوند. همديگر را به بهانههاي گوناگون، سرزنش و تنبيههاي لفظي و جسمي ميکنند.

*اما وقتي آگاهيهاي زن و شوهر بالا باشد:
زوجها تفاوتها، تضادها، تفاهمها، باورها، انديشهها، احساسها و رفتارهاي يکديگر را بهراحتي پذيرا ميشوند و همديگر را درک ميکنند. بهجاي مقابله با هم و ارائه پاسخهاي منفي و مخرب، پاسخهاي مثبت و رضايتبخش ميدهند. به احساسها و رفتار خود و همسرشان توجه میکنند و پاسخهاي درست و منطقي ميدهند. با آرامش، با ارائه مهر و محبت، با تأييد و تشويق و تحسين رفتار و احساسات مثبت، همسر خود را مورد تشويق و تأييد قرارميدهند. با دلگرمي و تبادل پاداش، رفتارهاي مهربانانه و خوشايند را بيشترميکنند. از دعوا و برخورد، خشم و عصبانيت، تلافي، رنجاندن، کينهورزي، حسادت، نفرت، کنترل کردن، لطمهزدن به رابطه، اعمال فشار،جريمه و تنبيههاي ديگر خودداري ميکنند. با مهر و محبت، به همسرخود توجه نشانميدهند و صادقانه با او ارتباط مهربانانه برقرارميسازند.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی