مار و پله؛ ترس و امید آبان ۱۳, ۱۳۹۷ داستانهای موفقیت 0 تاس را مي اندازي و يكي يكي خانه ها را به جلو حركت مي كني دل تو دلت نيست كه نكند خانه اي را كه مي ايستي نيش مار باشد و مجبور شوي در امتداد مار سقوط كني . اولش ناراحت میشوی اما همين كه به پله برسي نيش مار … بیشتر بخوانید »