تجزیه و تحلیل های به عمل آمده که از تمام آزمایش های روانی گویای این حقیقت است که “استعداد خلاقیت” به طور طبیعی در میان انسانها تقسیم شده است.
به زبان سادهتر، همه ما -با درجات مختلف- این استعداد را داریم. این تجزیه و تحلیل همچنین نشان داده است که درجه موثر بودن خلاقیت ها با بازده انرژی فکری ما، کوشش و پشتکار ما در به کاربردن مغزمان ارتباط بیشتری دارد تا با استعداد درونیمان.
کشفیات علمی مملو از موارد نامحدودی است که در آن افراد عادی، قدرت خلاقیت خارق العاده ای از خود نشان داده اند. برخی حتی معتقدند که اغلب، بهترین ایده ها به وسیله افراد عادی به وجود آمده است.
جنگ جهانی دوم اثبات بلاتردید این مدعا بود که توده مردم عادی ممکن است هنگامی که به وسیله حس میهن پرستی برانگیخته شوند به شکوفایی خلاقیت، برسند و استعداد درخشانی را از خود بروز دهند.
طی این جنگ- بدون اغراق- میلیونها ایده خلاق توسط افرادی که به هیچ وجه خود را خلاق نمیپنداشتند، عرضه و مورد استفاده قرار گرفت. این حقیقت که جنگ عده پرشماری از مردم را به خلق این همه ایده مفید وامی دارد نشانگراین مطلب است که “استعداد خلاقیت” به همه اعطا شده است.

شواهد علمی گویای این حقیقت است که خلاقیت به سن خاصی محدود نیست به طوری که بسیاری از افراد خلاق در سنین بالای ۵۰ سال بودهاند. بنابراین حتی اگر استعداد ذاتی ما رشد نیابد، قدرت خلاقیت مان سال به سال -با سعی و کوششی که در آن زمینه به کار می بریم- به رشد خود ادامه می دهد.
تحقیقات علمی تفاوتی میان خلاقیت زنان و مردان، سن و میزان تحصیلات افراد نشان نداده است. در حقیقت تحصیلات، عاملی اساسی برای خلاق بودن نیست .به طوری که بسیاری از افراد با تحصیلات بالا از لحاظ خلاقیت بی بارند در حالی که بسیاری از افراد با وجود نداشتن تحصیلات رسمی، موفقیت های برجسته ای کسب کردهاند.
به گواه تاریخ بسیاری از ایده های بزرگ توسط افرادی ارائه شده است که در زمینه تحقیقی مربوطه فاقد آموزش بوده اند. تلگراف به وسیله “مورس” که یک نقاش حرفه ای بود اختراع و ماشین پنبه پاک کنی به وسیله یک معلم به نام “ایلای وتینی” کشف شد.
موارد بسیاری وجود دارند که افراد بدون آموزش در زمینه خلاقیت، از افراد تحصیل کرده پیشی گرفته اند. پیچیدگی مغز بشر فوق العاده است و مقایسه آن با پیچیده ترین و پرظرفیت ترین رایانه مقایسه ای بی مورد است.
درباره پیچیدگی مغز بشر همین بس که سیستم اعصاب مورچگان که قدرت سازماندهی آنان مشهور است از ۲۵۰ سلول عصبی تشکیل شده در حالی که مغز بشر دارای ۱۰ میلیارد سلول عصبی است. در حقیقت همه ما دارای گنجایش مغزی بسیار بالاتر از حدی که بتوانیم به کار ببریم هستیم.
برای این که بتوانیم خلاقیت خود را آشکار سازیم فقط کافی است باور کنیم برای این آفریده شده ایم تا در دگرگونی های جهان اطراف خود سهمی داشته باشیم و سپس بدون تردید دست به عمل بزنیم و خواهیم دید که نتیجه کار چقدر شگفت انگیز خواهد بود.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی