خانه / موفقیت / داستان موفقیت / داستان شوق پریدن

داستان شوق پریدن

پرنده کوچک شوق پریدن داشت ولی تجربه و قدرت پرواز نداشت.

والدین او دلهره‌ای عجیب داشتند زیرا آسمان جولانگاه کرکس و عقاب بود.

روزها گذشت. جوجه، بزرگ شدن خود و کوچک شدن لانه را میدید و هر چه می‌گذشت به پرواز مشتاق‌تر می شد. رؤیای پریدن او را وسوسه می کرد، اما به خواست والدین خود پرواز نکرد تا زمانی که آماده ورود به دنیای تازه شد.

باید از تجربه پرنده کوچک برای ورود به دنیای تازه و وتجربه‌های تازه استفاده کنیم.

داشتن بال برای پرواز کافی نیست تا زمانی که آماده مقابله با حوادث نیستیم، نباید خود را در آسمان حوادث رها کنیم زیرا همیشه خطرات در کمین ما قرار دارند و هر خطری قدرتی را می ‌لبد. آنگاه خواهید دید که چه طور پس از پرواز، شوق پریدن با تجربه رسیدن همراه می شود.

درباره‌ی admin

Avatar

حتما ببینید

عمل و تلاش آگاهانه

*همه انسان های مــوفق اهل عمل و تلاشند. كسانی كــــه همواره در مورد اهدافشان سخن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *