وقتی یک نفر رو در رو برای شما صحبت میکند، یکی از بهترین روشها سوال کردن است. وقتی سوال میکنید نشان میدهید که به واقع حواستان به صحبتهای اوست. حتی اگر همه چیز برایتان واضح و روشن است سوالی بپرسید تا گوینده اطمینان یابد که توجه شما جلب شده و کاملا به حرفهای او گوش میکنید.
ولی آنچه مهم است، نحوه، کیفیت و تعداد این سوالهاست.
بهترین پرسشها، پرسشهاییاند که حالت قیدی دارند و بیشتر بر مکان و زمان دلالت دارند. پرسشهای قیدی به گوینده دو چیز را نشان میدهند:
۱) حواس شما کاملا جمع است.
۲) حتی زمان و مکان برایتان اهمیت دارد.
درک این موضوع، گوینده را به گفتن بیشتر و بیشتر علاقمند میکند و با شور و حوصله بیشتری سخن میگوید.
پرسشهایی مثل: “کی”؟ “کجا” احساس خوبی در گوینده نسبت به شما ایجاد میکنند.
بر عکس، پرسشهایی مثل “چی؟” “چی گفتی؟” پرسشهای بسیار بدیاند که تاثیر منفی بر گوینده میگذارند. این پرسشها، ضد صمیمیتاند.
“چه گفتی؟” یعنی اینکه: من به هیچ وجه حواسم نبود و هیچ چیز از موضوع را درک نکردم واین ناراحت کننده است.
در حالی که پرسشهای قیدی یعنی همه چیز را -به غیر از زمان یا مکان – کاملا فهمیدم.
پرسش شما از گوینده در عین حال علاقهمندی شما را برای بیشتر شنیدن و بیشتر دانستن نشان میدهد.
نوع دیگر از پرسشهایی، که دردرمانگاههای روانکاوی استفاده میشود تا بیماران یا مراجعان، به بیشتر گفتن تشویق شوند، پرسشهایی است که با تکرار یکی از کلمات گوینده (به طور معمول آخرین کلمه) با تغییر آهنگ پرسیده میشود. این پرسشها، خیلی عالی و موثرند.

این هم نمونهای از این نوع پرسشها:
– راستش را بخواهید من یک مشکل بزرگ دارم.
* مشکل بزرگ؟
– آره. همهاش بر میگرده به پسر عموی مادرم.
* پسر عموی مادرت؟
– آره. اون یک پسر حسود و کینه ایه.
* کینهای؟
افراط در این پرسشهای هم اشتباه است. هر جا ضرورت دیدید یک سوال از واژههایی که گوینده به کار برده؛ بپرسید تا توجه خود به صحبتهای او را نشان دهید.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی