بیان انگیزهها یکی از راههای رسیدن به خودآگاهی است.
ببینید واقعا از زندگی چه میخواهید؟ میخواهید به چه برسید و هدفتان چیست؟ از خودتان بپرسید: “من از زندگی چه میخواهم؟”.
به دنبال جواب بگردید و با صدای بلند به این پرسش پاسخ دهید. متاسفانه ما گاهی از ترس اینکه شکست بخوریم، با واقعیت روبهرو نمیشویم. شاید این کار بهنظر ساده و آسان باشد اما در عمل وقتی میخواهید اهداف و انگیزههای واقعیتان را بیان کنید، متوجه میشوید این کار خیلی هم آسان نیست ولی باید آنقدر تمرین کنید و آنقدر از اهداف و انگیزههایتان بگویید تا خواستهها و اهداف واقعیتان را بشناسید و قادر باشید به راحتی و بهوضوح، آن را بیان کنید.
شاید شنیده باشید که هر فرد در درونش سه تا خود دارد؛ یک خود والد، یک خود بالغ و یک کودک درون.
انسان اگر بتواند خودش را از کودک و والدش رها کند و به خود بالغش توجه کند، موفق میشود خود واقعیاش را بشناسد. نیاز به توجه دیگران و مورد تاییدبودن از دید دیگران دستورات “خود بالغ” است. دفاعکردن و توجیه خود را هم “کودک درون” انجام میدهد. برای اینکه خودتان را بشناسید و بدانید در این لحظه چه فکر میکنید و چه میخواهید و چه میگویید، میتوانید از یک تمرین ساده شروع کنید. برای انجام این تمرین ابتدا در یک محیط آرام، ساکت و بی سروصدا قرار بگیرید.
.
به اتاقی ساکت و آرام بروید، چراغها را خاموش کنید، صدای تلویزیون و رادیو را کم کنید و به دور از هر سروصدایی باشید. در حالت راحتی بنشینید. چشمهایتان را آرام ببندید و خودتان را دقیقا همانطور که هستید با همان لباسهایی که به تن دارید و با تمام جزئیات تجسم کنید. بعد شروع کنید از خودتان انتقاد کرده و با باید و نباید با خودتان صحبت کنید. در مرحله بعد، صحنه را تغییر دهید و بهعنوان کسی که خودش از خودش انتقاد کرده است، پاسخ دهید و از خودتان دفاع کنید.
طی تمرین، خودتان را مشاهده کرده و به حالاتتان توجه کنید. وقتی مورد انتقاد قرارمیگرفتید، چه حسی داشتید؟ خوشحال یا خشمگین بودید؟ آیا به خودتان مسلط بودید؟ شرمسار بودید یا احساس گناه میکردید؟ بعد از تمرین، اگر متوجه شدید در زمان انتقاد ناراحت و عصبی میشوید و ضربان قلبتان کمیبیشتر میشود و عرق میکنید و انگشتانتان میلرزد، این یعنی تحمل انتقاد را ندارید و سعی میکنید تصویری از خودتان بسازید که خود واقعیتان نیست.

کلام آخر
کلام آخر اینکه درباره خودتان داوری و قضاوت نکنید؛ باید و نباید نگویید. سعی کنید خودتان را همانطور که واقعا هستید، مشاهده کنید و بپذیرید. در این لحظه همین هستید که هستید. بعد تصمیم بگیرید و بخواهید تغییر کنید. آنچه را باید در شما تغییر کند شناسایی کنید و برای این تغییر، یک روش و رویه، انتخاب و مطابق آن عمل کنید.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی