یکی از تعریفهای ساده و روشن از خلاقیت این است که:
«خلاقیت، توانایی حل مسائلی است که فرد، از پیش آنها را نیاموخته است. به عبارت دیگر زمانی که فرد، راه حل تازهای را برای مسئلهای که با آن مواجه شده است به کار میبرد، خلاقیت شکل میگیرد.»
بر این اساس و به طور خلاصه نشانههای شناسایی یک کار خلاق را میتوان چنین برشمرد:
۱) نوآوری و تازه بودن
۲) تناسب و ارزش داشتن
۳) داشتن حالت کشفی (مکاشفهای).
بر این اساس فرآیند خلاقیت به طور معمول از چهار بخش عمده تشکیل شده است:
▪ آماده سازی و تدارک: مرحلهای که بیشتر کار انجام شده است.
▪ تفکر و فعالیت مغزی: مرحلهای که مسئله را با ضمیر ناخودآگاه خود حل میکنید.
▪ واقعی سازی: مرحلهای که در آن ایده یا ایدهها به سمت شما میآیند.
▪ به کاربستن: مرحلهای که در آن ایده خود را در محیط خارج به کار میبندید.

متخصصان تفکر، خاستگاه و سرچشمه ایدهها را اندیشه و ذهن فرد خلاق نمیدانند بلکه ذهن را تنها جایگاه جاری شدن یا پذیرش ایدهها میدانند و در بیان خصوصیات فرد خلاق ذکر میکنند که :
فرد خلاق باورهای زیادی را یدک نمیکشد او فقط حامل تجربههای خویش است.
فرد خلاق نمیتواند راه رفته را طی کند بلکه باید خود، در میان جنگل انبوه زندگی راه را بیابد.
کسی که این چنین زندگی میکند هر لحظه در حال خلق خواهد بود و این همان معنی واژه خلاق است.
این جمله را هم از گوته – شاعر آلمانی- که به بیانی دیگر به این حقیقت اشاره میکند بشنوید که میگوید:

در حقیقت میتوان فرآیند خلاقیت را فرآیند صید و تجلی ایدهها دانست که فرد خلاق، نقش صیاد و پروراننده را ایفا میکند اما ایدهها از او نیست بلکه ایدهها از تنها چشمه خلاق جهان میجوشند و بر این اساس شاید پاسخ به این سوال که نوآور، ایده را از کجا میآورد این باشد که “هذا من فضل ربی” (این از فضل و رحمت پروردگار من است.)
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی