شاد بودن هميشه آسان نيست. شاد بودن مي تواند يکي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد و گاه ميتواند تمام پافشاريها، انضباط فردي و تصميماتي را که براي خود فراهم آوردهايم مخدوش کند. معناي بلوغ، قبول مسئوليت شادي خويش و تمرکز بر داشتهها بجاي نداشتههاست.
از آن جايي که انسان افکار و انديشههاي خود را بر مي گزيند ميزان شاديهاي خويش را خود تعيين میکند.
براي شاد بودن بايد بر افکار شاد تمرکز کنيم اما ما اغلب بر عکس عمل مي کنيم. اغلب تعريفها و تمجيدها را ناشنيده مي گيريم اما حرفهاي ناخوشايند را مدتها در ذهن نگه مي داريم.
اگر اجازه بدهيد که يک تجربه يا يک حرف ناخوشایند ذهن شما را به خود مشغول کند، خود شما از عواقب آن رنج خواهيد برد. يادتان باشد که شما زير سلطه ذهن خوديد.
اغلب مردم تعريفها و تمجيدها را ظرف چند دقيقه فراموش مي کنند اما يک اهانت را سالها بخاطر مي سپارند. آنها مانند آشغال جمع کنهايياند که توهيني را که بيست سال پيش به آنها شده است هنوز با خود حمل مي کنند.

خلاصه کلام :
گاه شاد بودن مي تواند کاري بس دشوار باشد. لازمه شاد زيستن، جستجوي زيباييها و خوبيهاست. يکي، زيبايي منظره را مي بيند، ديگري کثيفي پنجره را. اين شمایيد که انتخاب مي کنيد چه چيز را ببينيد و به چه جيز بيانديشيد.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی