روش “توفان فکری” که یکی از روشهای اصلی در تفکر خلاق است در واقع ایجاد فضایی برای بارش ایده ها در جمع و صید و جمع آوری آنهاست. در این روش سعی میشود هیچ ایدهای ازدست نرود و بالعکس فضایی برای حضور ایده های بیشتر فراهم شود.
رسیدن ایده ها به دانشمندان، هنرمندان و شاعران و نویسندگان نیز چیز جدیدی نیست. همه آنها از الهام و شهود میگویند و آنانی که خالق شاهکارهایی بوده اند اذعان میکنند که فقط، مجرایی برای تجلی این ایدهها بودهاند. در واقع بیشتر آنان به بیان های مختلف از برخورد با شعور بی نهایتی سخن گفته اند که ریشه اصلی بروز و خلق آثار بدیع آنها بوده است.
در تمثیل زیر، روح خلاق به ابری تشبیه شده است که منبع اصلی آفرینندگی است.
“روح خلاق در انسان را مانند ابری غلیظ تصور کنید. این ابر، چشمه قدرت آفرینندگی است. عصاره همه قدرتهای آسمانها و زمین در این ابر نهفته است و این ابر، خود در وجود انسان نهاده شده است. هر چیزی که به هر نحو در ارتباط با این ابر خلاق قرار گیرد و با قدرت آفریننده آن در تماس باشد، بارور ، فعال و دگرگون میشود. هرگاه دعاها ، قصدها ،کلام انسان، رؤیاها و آرزوهای او بتوانند از این ابر خلاق تغذیه کنند، به تحقق میرسند. بدون تماس با این ابر خلاق، هیچ خواستهای به تحقق نمیرسد و هیچ قصدی سرانجام نمییابد.”
میتوان گفت برخورد یک هنرمند با این ابر یا بارش قطراتی از آن بر وی، یک اثر هنری ماندگار را میآفریند و اگر این بارش بر ذهن یک دانشمند ببارد منجر به ارائه راه حلها و نظریههای بدیع و کارآمد علمیمیشود. این بارش در اندیشه شاعر به شعر و عبارات موزون و در ذهن نویسنده به کتابی بی بدیل بدل میشود .

آفریدن و خلق یکی از اصلی ترین ویژگی های خداوند است و همه موجودات هماره در این سیر تبدیل و خلق قرار دارند. از دیدگاهی زندگی انسان نیز دارای این ویژگی است. هر انسانی با ماموریتی خاص و ویژه آمده است که باید طی زندگی در این جهان آن را محقق کند. طرحی الهی و نقشه ای بدیع که رسالت هر فرد متجلی کردن و آفریدن آن است. این دیدگاه میگوید “اگر خلاق نیستی برای چه هستی؟ اگر کاری تازه نخواهی کرد، اگر شاهکاری منحصر به فرد نخواهی زد برای چه آمدی؟”
در این نگاه خلاقیت، زمانی موثر است و در جهتی کارآمد خواهد بود که به تحقق اهداف متعالی زندگی منجر شود. به جز این حتی اگر نتیجه این خلق هم محصولی بدیع باشد جاودانه، پایدار و برکت یافته نخواهد بود. این دیدگاه توصیه میکند که برای کشف و تحقق طرح الهی باید زندگی کرد و همه امکانات و استعدادها و برنامه ها را به سمت شناخت و کشف و سپس تحقق آن سوق داد.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی