- تعریف فرسودگی شغلی
اصطلاح “فرسودگی شغلی”، به خستگی ناشی از فشارهای موجود در محل کار، نفس کار و همچنین علایم و حالات تحلیلرفتگی قوا، سرخوردگی و گوشهگیری در کارکنان گفته میشود.
در ابتدا صاحبنظران بالینی تصور میکردند که نشانه فرسودگی شغلی، منحصر به حرفههای امدادی و یاریرسانی مانند مددکاری اجتماعی، روانشناسی بالینی و مشاوره است اما امروزه مشخص شده که این موضوع، یک مشکل بالقوه در تمام مشاغل به شمار میآید. در این حالت، کار اهمیت و معنای خود را برای فرد از دست میدهد و فردی که دچار فرسودگی شده است، احساس تحلیلرفتگی و خستگی مزمن میکند، خلق و خوی پرخاشگرانه پیدا کرده و در روابط بین فردی تا اندازهای بدگمان و بدبین شده و عمدتا حالت منفیبافی خواهد داشت.
▪ علل ایجاد فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی ناشی از فشارهای شغلی است. این گونه فشارها میتواند دلایل متعددی از جمله “انتظارات بیش از حد دیگران از شما”، فنآوریهای ناآشنا، ناامنی شغلی و یا حتی مشکلات خانوادگی باشد.
همچنین عوامل دیگری چون ابهام در اهمیت نقش فرد در سازمان، بیتوجهی مدیریت سازمان به امور کارکنان، شیوههای ناصحیح اعمال مدیریت و غیره اهمیت به سزایی در ایجاد استرس و به تبع آن فشارهای شغلی دارد. در یک مفهوم کلی شاید بتوان علل موجد فرسودگی شغلی را به این صورت تعریف کرد:” هر آنچه باعث به وجود آوردن ناخشنودی فرد از کار یا فعالیتی که درگیر آن است میشود و در طول زمان ادامه مییابد و باعث بروز تنش برای فرد مزبور میشود.”

▪ نقش مدیران در پیشگیری از فرسودگی شغلی کارکنان
یکی از وظایف مدیریت هر سازمانی، آن است که موجباتی را فراهم آورد تا فشارهای وارد بر افراد درون سازمان کاهش پیدا کند.
براساس پژوهشهای صاحبنظران علوم رفتاری، از مهمترین عوامل ایجاد فرسودگی شغلی در سازمان، سبک رهبری سرپرستان سازمان است. پژوهشها حکایت از آن دارند کارکنانی که با سرپرستان کم ملاحظه کار میکنند، نسبت به افرادی که رابطه صمیمانهتری را با سرپرستان خود دارند، بیشتر در معرض ابتلا به فرسودگی شغلی قرار دارند. از این رو مدیران و سرپرستان میتوانند نقش کلیدی در حل این معضل ایفا کنند.
مهندس فریبرز خدایاری
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی