نکته اول:
شانس خوب به سراغ کسانی میرود که آمادگی لازم را دارند. فرض کنید که شما به عنوان یک بازیگر تازه کار در یک نمایش محلی مشغول به نقش آفرینی هستید. یک تولیدکننده بزرگ سینما بر حسب یک اتفاق تصمیم میگیرد که به دیدن نمایش شما بیاید و بعد چیز خاصی را در بازی شما کشف میکند که منجر به قرار ملاقات با شما و سپس پیشنهاد یک آزمون سینمایی میشود. آیا شما برای یک چنین موقعیتی آماده شده، تحصیلکرده یا مهارت خاصی را آموخته بودید؟ نه.
شما تنها مسیری را آغاز کرده بودید. اگر شما کاری را آغاز کنید احتمال اینکه آن را خوب انجام دهید وجود دارد. در واقع شما یک گام به سمت رویاهایتان برداشتهاید. اما اگر این کار را آغاز نمیکردید، خوب موقعیتهای بعدی هم برایتان رخ نمیداد.

نکته دوم:
ما هم میتوانیم چیزهای خوب را جذب کنیم. همه تلاش ما برای رسیدن به این مقصود است که سعی کنیم در درون حوادث بد، فرصتها را بیابیم و مهارتهایمان را بهبود دهیم. همه افراد موفق، همواره بر آنچه خواهان آنند، تمرکز میکنند و با تلاش زیاد به آن میرسند، بنابراین موفقیت و شانسشان تصادفی نیست. اکثر افراد موفق، صبحها که از خواب بیدار میشوند چند دقیقه را صرف فکر کردن به اهداف و ارزشهایشان میکنند. پس سعی کنیم مسئولیت موارد بد و نامطلوب در زندگی خود را بر عهده بگیریم. اگر اکنون درموقعیت ناراحتکنندهای به سر میبرید هرگز توان تغییر آن را نخواهیم داشت مگر اینکه واقعیت را بپذیریم که اتفاقات بد ایجاد شده را، ما خلق کردهایم. به خود بقبولانیم که مانیز مشکلاتی را ایجاد میکنیم، در این هنگام است که ما میتوانیم آن شرایط را تغییر دهیم.
فراتر برویم سایتی درباره موفقیت در کار و زندگی